تبليغاتX
جاسیگاری
عجیب است ...!

خوب می دانم که هنوز هضم این...

لحظه که آرام میشود فکر جانور بودنم تمام حجم جمجمه ام را پرمی کند

چنان که پا هایم شل می شوند و سر و پنجه به دیوار میکوبم که شاید از شکافی،درزی،چیزی،تمام یا شاید قسمتی از این حجم سنگین بیرون بریزد

گویی،این ناممکن است و انتخاب عقل تنها فراموشیست!

نه انگار،این هم میسر نیست

چه کنم ؟

لعنتی چه کنم؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 9:29  توسط جاسیگاری  | 

 
Free counter and web stats