این ، نه آن بود که می بایست
و من از کنار همه ، این جمله ، آرام گذشتم
قبول ...!
صدای پر عجله این ثانیه شمار مرا به رفتنی زود تر از اینها می خواند
اما ...!
چه کنم که همیشه گرفتار تردیدی از جنس ندانستن و اشتباه ، ندای هر ثانیه را نشنیده می گرفتم
قبول ...!
دیگر نه دل ، دل ثانیه ها و نه تلفظ کلمات وداع را به تاخیر نخواهم انداخت
خدا نگهدار کودک وامانده بی خیال